سه دوست صمیمی
رفاقت کتاب پر ماجراییست.


و این زمین پر از صدای حرکت پاهای مردمی است که

همچنان که تو را می بوسند ، در ذهن خود ، طناب دار تو را می بافند

صادقانه دروغ می گویند و عاشقانه خیانت می ورزند . . .


[ Mon 22 Jul 2013 ] [ 0:13 AM ] [ مریم،آذین و آیناز ] [ ]

خسته ام

خسته از بودن
خسته از این همه موندن
. . .
خسته از لحظات باقی مونده
خسته از خاطرات جا مونده
. . .
خسته از ضربان این قلب خسته
خسته از بیقراری های این دل شکسته


ادامه مطلب
[ Wed 26 Jun 2013 ] [ 0:15 AM ] [ مریم،آذین و آیناز ] [ ]
 



واییییییییییی آدم دلش میخواد بخورش





واییییییییییییییی اینارو



وایییییییی لپشو




بالاخره گیرت آوردم

[ Mon 17 Jun 2013 ] [ 11:28 PM ] [ مریم،آذین و آیناز ] [ ]

پادشاه مصر فرعون ادعای خدایی میکرد. روزی مردی نزد او آمد

و در حضور همه خوشه انگوری به او داد و گفت:

اگر تو خدا هستی پس این خوشه را تبدیل به طلا کن.

فرعون یک روز از او فرصت گرفت….

شب هنگام در این اندیشه بود که چه چاره ای بیندیشد و همچنان عاجز مانده بود

که ناگهان کسی درب خوابگاهش را به صدا در آورد. فرعون پرسید: کیستی؟

ناگهان دید که شیطان وارد شد.

شیطان گفت: خاک بر سر خدایی که نمیداند پشت در کیست.

سپس وردی بر خوشه انگور خواند و خوشه انگور طلا شد.

بعد خطاب به فرعون گفت: من با این همه توانایی لیاقت بندگی خدا را نداشتم آنوقت

تو با این همه حقارت ادعای خدایی می کنی؟

پس شیطان عازم رفتن شد که فرعون گفت:

چرا انسان را سجده نکردی تا از درگاه خدا رانده شدی؟

شیطان پاسخ داد: زیرا میدانستم که از نسل او همانند تو به وجود می آید.

[ Fri 5 Apr 2013 ] [ 10:24 PM ] [ مریم،آذین و آیناز ] [ ]

[ Thu 28 Mar 2013 ] [ 2:45 PM ] [ مریم،آذین و آیناز ] [ ]

بعضی وقت ها کسایی رو توی زندگیت میبینی و با خودت فکر میکنی که خدایا چرا من و با این زودتر آشنا نکردی کسایی که شاید فقط یک ساعت یا یک روز یا یک سال کنارت باشن و بهترین دوست و همه کست بشن کسایی که میتونی تمام درد و دلت و بهشون بگی و اونا هم خیلی با حوصله بهشون گوش بدن من همچین کسایی و داشتم ولی خدا بینمون جدایی انداخت  حالا اونها خیلی ازم دورن و منم خیلی دلتنگشون هستم گاهی وقتا دلم میخواد برگردم به اون روزا و یه چیزهایی و عوض کنم و بیشتر قدر بودن در کنارشون و بدونم چون لحظه های با هم بودن خیلی سریع به خاطرات تبدیل میشن پس بهتر اینه که تا کناره هم هستیم قدر هم و بدونیم قبل از اینکه به خاطرات تبدیل بشن

[ Wed 16 Jan 2013 ] [ 1:17 AM ] [ مریم،آذین و آیناز ] [ ]
شیر یا خط دانشجویی :

اگه شیر اومد میخوابم !

اگر خط اومد فیلم میبینم !

اگه راست ایستاد درس میخونم !!!!!

[ Sat 17 Nov 2012 ] [ 11:38 AM ] [ مریم،آذین و آیناز ] [ ]

قانون پایستگی واحد :

واحد ها نه از بین میروند و نه پاس میشوند بلکه از ترمی به ترم دیگر انتقال میابند!

[ Sat 17 Nov 2012 ] [ 11:24 AM ] [ مریم،آذین و آیناز ] [ ]
http://sphotos-a.ak.fbcdn.net/hphotos-ak-prn1/c0.0.403.403/p403x403/559635_284939751623563_1465880373_n.jpg

[ Sat 17 Nov 2012 ] [ 11:19 AM ] [ مریم،آذین و آیناز ] [ ]
به یارو میگن تا حالا لو رفتی ؟ میگه نه ، ردیف کن آخره هفته بریم !!

[ Sat 17 Nov 2012 ] [ 11:5 AM ] [ مریم،آذین و آیناز ] [ ]
همه ی دخترا فرشته  پس روز تمام فرشته ها مبارکککککککککککککک

دخترا مهربون ترین آدمای روی زمین هست پس قدرشون و بدونین

هورااااااااااااااااااااا روزمون  کلی مبارک بوسسسسسسسسسس


[ Tue 18 Sep 2012 ] [ 11:46 PM ] [ مریم،آذین و آیناز ] [ ]
ساعت 11:15 دی ماه 1389 امروز بعد از بازی در کلاس زبان و خوردن یک ناگت خشک( اخه سس نداشتن و من عاشق سسم و خیلی ناراحت شدم سس باید زیاااااااااااد باشه )  الان سر کلاس پرورشی نشستم و معلممون هم به خاطر داشتن مهمون نیومده ...

خوابم میاد به بچه ها هم هرچی میگم اروم تر گوش نمیدن دارم به حرفهای اقای اشرفی در زنگ پیش فکر میکنم 

اقای اشرفی میگفت وقتی یک کودک احساس خطر یا ترس میکنه به اغوش مادرش میره اگر کسی دعواش کنه به اغوش مادرش میره و اگر مادرشم دعواش کنه باز به اغوش مادرش میره ...چون تنها پناهش مادرشه و پناه دیگه ای جر اون نداره ...

بچه ها دارن سر اینکه شیرازی ها به سیب زمینی میگن آلو دعوا میکنن ...

شبنم میگه به سیب زمینی میگن آلو ...

آبناز میگه نمیگن ....اوضاعیه هااااااااااااااااااااااااااااااااااااا....:))))

[ Wed 22 Aug 2012 ] [ 5:52 PM ] [ مریم،آذین و آیناز ] [ ]
ساعت 11:15 است اشتباه نکنید . در مدرسه هستم سرکلاس پشت میز کنار آیناز و مهسا و آذین ....

آیناز و آذین دارند عربی میخونن آخه خانم میخواد بپرسه ....

آیناز دیوونه شده تموم مداد رنگی های آذین رو برداشته تراشیده و همه رو باهم توی دستش گرفته و روی صفحه دفتر پرورشیش میکشه چه کارا که اینا نمیکنن ....:)))))

اه اه اه ... اینم شد زنگ پرورشی خیلی کسل کننده است هرکسی یه کاری میکنه ....

نگار مثل همیشه داره میخنده ... بعضیا خوابن ....بعضی ها هم مثل من دارن یک کاری میکنن یا یک چیزی مینویسن وبا دارن فکر میکنن ویا داستان میخونن ....

سال 89 

سوم راهنماییی 

کوالالامپور مالزی .....

[ Wed 22 Aug 2012 ] [ 5:34 PM ] [ مریم،آذین و آیناز ] [ ]
دوست ، تقدیر گریزناپذیر ما نیست. برادر خواهر پسر 

خاله و دختر عمو نیست که آش کشک خاله باشد.

دوستی انتخاب است. انتخابی دو طرفه که حد و مرز و

نوع آن به وسیله همان دو نفری که این انتخاب را کرده

اند تعریف می شود.

با دوستانمان میتوانیم از همه چیز حرف بزنیم و مهم تر

آنکه می توانیم از هیچ چیز حرف نزنیم وسکوت کنیم.

با دوستانمان میتوانیم درد دل کنیم و مهم تر آنکه می

شود درد دل هم نکرد و بدانیم که می داند.



از دوستانمان می توانیم پول قرض بگیریم و اگر مدتی

بعد او پول خواست و نداشتیم با خیال راحت بگوییم

نداریم. و اگر مدتی بعد تر دوباره پول احتیاج داشتیم و او

داشت دوباره قرض بگیریم.

با دوستانمان میتوانیم بگوییم: امشب بیا خونه ما دلم

گرفته و اگر شبی دیگر زنگ زد و خواست به خانه مان

بیاید و حوصله نداشتیم بگوییم : امشب نیا حوصله

ندارم.

با دوستانمان می توانیم بخندیم می توانیم گریه کنیم

می توانیم رستوران برویم و غذا بخوریم می توانیم بی

غذا بمانیم و گرسنگی بکشیم می توانیم شادی کنیم

می توانیم غمگین شویم میتوانیم دعوا کنیم. می توانیم

در عروسی خواهر و برادرش لباس های خوبمان را

بپوشیم و فکر کنیم عروسی خواهر و برادر خودمان

است. و اگر عزیزی از عزیزان دوستانمان مرد لباس سیاه

بپوشیم و خودمان را صاحب عزا بدانیم. با دوستانمان

میتوانیم قدم بزنیم می توانیم نصف شب زنگ بزنیم و

بگوییم : پاشو بیا اینجا و اگر دوستمان پرسید چی

شده؟ بگوییم :حرف نزن فقط بیا. و وقتی دوستمان بی

هیچ حرفی آمد خیالمان راحت باشد که در این دنیا تنها

نیستیم با دوستانمان می توانیم حرف نزنیم کاری نکنیم

جایی نرویم و فقط از اینکه هستند خوشحال و

خوشبخت باشیم


پس هرچه از دوست رسد نکوست

[ Thu 16 Aug 2012 ] [ 5:32 PM ] [ مریم،آذین و آیناز ] [ ]
بدوستی که اگر زهر باشد از دستت                               چنان به ذوق ارادت خورم که حلوا را 

(سعدی)       
چند روزه دارم سعدی میخونم خیلی قشنگه بچه ها وقت کردین بخونین حال میده :))

بچه ها عاشقتونم خیلی به یادتونم دلم گرمه که شما رو دارم ......
به قوله مهسا ما دوست نیستیم ما با هم خواهریم .....
دلتنگتونم ابجیای گلم .....
بوووووووووس
[ Thu 9 Aug 2012 ] [ 3:25 PM ] [ مریم،آذین و آیناز ] [ ]
روزی از دانشمندی ریاضیدان  نظرش را درباره زن و مرد  پرسیدند.


جواب داد:


اگر زن یا مرد دارای اخلاق باشند پس مساوی هستند با عدد یک =۱


اگر دارای زیبایی هم باشند پس یک صفر جلوی عدد یک میگذاریم =۱۰


اگر پول هم داشته باشند دوتا صفر جلوی عدد یک میگذاریم =۱۰۰


ادامه مطلب
[ Tue 31 Jul 2012 ] [ 11:12 AM ] [ مریم،آذین و آیناز ] [ ]
اگر کسی می گوید که برای تو می میرد دروغ میگوید


حقیقت را کسی میگوید که برای تو زندگی میکند.

[ Tue 31 Jul 2012 ] [ 10:52 AM ] [ مریم،آذین و آیناز ] [ ]
عشق یعنی کوچک کردن دنیا به اندازه یک نفر یا بزرگ کردن یک نفر به اندازه دنیا!

تقدیم به دو دوستای گلم.....عاشقتونم :******

[ Tue 31 Jul 2012 ] [ 10:47 AM ] [ مریم،آذین و آیناز ] [ ]
دوست صمیمی کسی است که نمی گذارد کارهای

احمقانه را انجام دهید

البته به تنهایی

[ Thu 19 Jul 2012 ] [ 8:59 PM ] [ مریم،آذین و آیناز ] [ ]

تولد تولد تولدت مبارک نایت اسکیننایت اسکین

وایییییییییی اصلا باورم نمیشه که به این زودی یک سال گذشت کی

فکرش و میکرد الان هرکدوممون یه جای دنیا باشیم ؟

الان یک سال و سه روز از اون روزی که تصمیم گرفتیم این وب و درست

کنیم میگذره و دلم خیلی واستون تنگ شده نایت اسکین

از همه کسایی که بهمون سر میزدن و با نظراتشون بهمون دلگرمی

میدادن خیلی ممنونم همتون و دوست دارم نایت اسکین


ای دوست دلت زندانه من است     اتشکده ی عشق تو از جان من است 

آن روز که لحظه ی وداع من و توست      آن شومترین لحظه ی پایان من است 


 این هم اولین پستی بود که گذاشتیم واقعا چقدر زود گذشت   نایت اسکین


وای خدای من اصلا باورم نمیشه یک سال گذشت از شبی که این وبلاگ پا گرفت اون شب سه تایی کلی پست زدیم تند و تند پست میزدیم وای چه خوش بودیم چه خوش گذشت دلم خیلی برای اون روزای با هم بودنمون تنگ شده ای کاش میشد زودتر هر سه تامون همو میدیدیم 

یاد اون ناگت خوردنامون به خیر ....

عاشقتونم دوستای عزیزم شما لنگه ندارین دنیا رو بگردم هم چین دوستای گلی رو پیدا نمیکنم ....

بووووووووس سه دوست تولدت مبارک 

 

 



[ Sat 30 Jun 2012 ] [ 3:49 AM ] [ مریم،آذین و آیناز ] [ ]
اهنگ قول بده تهي با اندكي تغيير توسط بچه هاي مدرسه  

 :D......شايد يه كم مشكل داشته باشه ولي با كلي

شيطوني سر كلاس رياضي تغيير داده شده :D

صفر.بيست

صد بار بالا و پايين ورقرو چك كردم چقدر سخته درساش

اگه بره يكمي بكنه كار رو سوالاش قول ميدم برم المپياد براش

يه رتبه اي ميارم بذارن تو اخبار

همه ببينن از ميامي تا اهواز

اعصاب معصاب نذاشته برام

هي بايد صبح تست مِست زد يهو ديدي مغز درس پس زد


درس درس درس

جوش مياد خونم ميگم اخه جونم تويي جذب خونم براي تو ميخونم

.....جونم؟؟

او اشتباه شد هيچ وقت نميشه نامبر1 شد

سفت شدوچفت شد مغزم مثه لولاي در اوه عجب چيزيه خداي
 
من

قول بده اگه كسي خواست تقلب بده يا كه خواست تورو لو بده

بگي يكي اونو هول بده


قول بده اگه كسي خواست تقلب بده يا كه خواست تورو لو بده

بگي از جلو چشت گم بشه

بعد گذشت سال هاي متوالي به لطف و مرحمت مدير متعالي

نمره درساموون شده عالي مثه مزه برنج و تن ماهي كه خوراك

فرزانگانه مثه خودت

هر كاري كني نميرسه حيف به خودت

برييم يه جاي دور دوور كه صبح پاشي ببيني نمره خوب همراه گل

رزو گل خر زهره ..عينهو فيلم لاست منظره...

اگه پايه باشيي با يه ماشين بريم كتابخونه تا عضو اونجا باشييم

كتاب علمي مي خونيو حالم بد ميشه .. بقيش سانسووره ديگه

 چون داره رمان ميخونه...

[ Wed 2 May 2012 ] [ 1:49 AM ] [ مریم،آذین و آیناز ] [ ]
 بچه ها امروز تولد مریم جونم تولدت مبارک بهترین ها رو

برات آرزو میکنم

[ Fri 27 Apr 2012 ] [ 2:23 PM ] [ مریم،آذین و آیناز ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

ما سه دوست صمیمی هستیم (آیناز.آذین.مریم)ما سوم راهنمایی را به پایان رساندیم و در تابستان تصمیم گرفتیم که این وبلاگ و بسازیم تا ارتباطاتمون قطع نشه.